نقد عکس #۱۵۲

«نقد عکس» نام یکی از بخش های لنزک است. در بخش نقد عکس، که آخر هفته ها برگزار می شود، ما عکس ارسالی یکی از خوانندگان عزیزمان را منتشر می کنیم و از شما خواهش می کنیم که انتقادات سازنده خود را در مورد آن مطرح نمایید. این یک راه عالی برای یادگیری بیشتر در مورد عکاسی، مطرح کردن دیدگاه ها و نقد شدن عکس خود شماست. در ادامه از شما برای شرکت کردن در این بخش و مطرح کردن نظرتان در مورد عکس نقد شماره ۱۵۲ دعوت می کنیم.

قوانین ساده این بخش

  • گاهی ما عمدا عکس هایی که بی عیب نیستند را انتخاب می کنیم، پس لطفا با انتقادات سازنده خود به دوستانتان کمک کنید
  • آزادانه هر نصیحتی که می دانید مفید است را مطرح کنید – ترکیب بندی، نورپردازی، ویرایش و…

کاندید این هفته بخش نقد عکس (برای مشاهده سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید):

عکس

مشخصات عکس :

  • دوربین: nikon d7000
  • دیافراگم: f/32
  • سرعت شاتر: ۱/۲sec
  • حساسیت سنسور: ISO-100
  • فاصله کانونی: ۷۵mm

عکاس: آقای محمدرضا قیدی

قصد داشتید چه چیزی را به تصویر بکشید؟

احساس تنهایی و بی اهمیت بودن مردم نسبت به همدیگر در زندگی شهری.

لطفا نظر خود را در قسمت نظرات، پایین همین صفحه، مطرح نمایید. شما چگونه چنین صحنه یا عکسی را به طور متفاوتی به تصویر می کشیدید؟ تشکر فراوان از همه عزیزانی که هفته گذشته در این بخش دیدگاهشان را مطرح نمودند.

سازنده ترین نظرات در سایت به شکل برجسته ای نمایش خواهند یافت. شما هم می توانید با کلیک روی این لینک عکس خود را برای بخش نقد ارسال نمایید.

مروری بر نقد عکس هفته گذشته

یکی از دیدگاه های برجسته هفته گذشته: omidarmat: سلام. تشکر می کنم از آقای جلیلی، عکس زیبایی رو به اشتراک گذاشتن. نکاتی در مورد این عکس به ذهن می رسه که اونها رو عرض می کنم. اول اینکه عکس متمرکز بر ثبت یک فرم بصری است؛ فرمی که به واسطه هم جواری مناسب نواحی سایه های تاریک اطراف درب، و نور های روشن منظره ی بیرون درب حاصل شده است. عکاس زاویه دید مناسبی را جهت تشکیل این فرم بصری در قاب خود انتخاب کرده که قابل تحسین است، هرچند شاید کادر های دیگری نیز می توانستند برای این عکس مناسب باشند. دومین مورد که در عکس به طرز چشمگیری خودنمایی می کند این است که زیر بدن زنی که در عکس است، ۳ پا دیده می شود که دو تای آن پاهای یک مرد است که در لحظه ی ثبت عکس درست در پشت این خانم بوده. این ثبت لحظه ای، بسیار نزدیک به آن چیزی است که هانری کارتیه برسون آن را “لحظه قطعی” (Decisive moment) می نامید. ثبت چنین لحظه ای در این عکس، مضامین سورئال (surreal) مورد استفاده ی عکاسان این سبک را در دهه های ۱۹۲۰ و ۳۰ تاریخ هنر یادآوری می کند. البته این که بدن مرد به طور کامل پشت بدن زن ماسک شده، کمی غیرقابل باور می نماید اما، عکاس اشاره ای به فرایند ادیت و دستکاری عکس نکرده است و عکس به نظر مستند می آید. سوم اینکه عکس کمتر از ۱۰ درجه در جهت پادساعتگرد کجی دارد. به نظر می رسد این کجی غیرعمدی بوده و نیاز به اصلاح داشته است…(برای مطالعه ادامه این نقد، روی عکس فوق کلیک نمایید).

لنزک: نقد فوق یکی از نقد های برجسته مطرح شده در هفته گذشته می باشد. ما سعی می کنیم هر هفته یکی از نقد های سازنده خوانندگان عزیزمان را در این قسمت معرفی کنیم، اما قطعا قضاوت در مورد «برجسته ترین» نقد بر عهده شما است. از این رو توصیه می کنیم شما نیز تمامی این نقد ها را مطالعه بفرمایید. برای مطالعه تمامی نقد های مطرح شده در هفته گذشته، روی عکس فوق کلیک کرده و به پایین صفحه مراجعه نمایید.

نظرات شما

  1. hananehbnr

    ۵ آبان ۱۳۹۵

    سلام.نور بالای کادر عکس چشم و اذیت میکنه و ترکیب رنگ ماشین سفید رنگ و نور زیاد این رو بدتر میکنه.اگر مفهوم بی توجی مردم نسبت به همه باید صبر میکردین تا ماشین های بیشتری در کادر حضور پیدا میکردن تا این مفهوم رو بیشتر القا کنه واینکه سوژه ی اصلی شما که فردیست که چتر ب دست داره ولی فوکوس کامل روی اون قرار نداره.البته با اون تله بودن لنز و سرعت شاتر پایین و احتمال بسیار زیاد استفاده نکردن از سه پایه بایدم کنترل فوکوس عکس رو کامل نداشت. 🙁 

  2. کامران

    ۱ آبان ۱۳۹۵

    باسلام
    نکته ای فنی که بادیدن تصویر به ذهنم رسید این بود که با وجود کیفیت مناسب دوربین، بخش ثابت عکس که شخص چتر به دست و پیاده رو هستند کمی لرزیده است
    که البته ممکن است دلیل آن :
    ۱. گرفتن دوربین در دست به جای استفاده از سه پایه
    ۲. فشار دادن دکمه شاتر با انگشت( در سرعت شاترهای پایین از تایمر یا ریموت استفاده کنید.) که البته شاید در ثبت لحظه مطلوب به مشکل برمیخوردید.
    ۳. فاصله زیاد ( که البته ۷۵ میلیمتر نسبتا مناسب است اگر ۱و ۲ رعایت شوند)
    ۴. و شاید عجله برای از دست ندادن سوژه و …
    نکته ی دیگر درمورد ترکیب بندی:
    بخش روشن بالای تصویر حواس پرت کن است و توجیهی برای وجود آن نیست (در ویرایش، اگر با lightroom کار میکنید، در تب develop و در بخش basic بروید و نوار highlights را به سمت چپ و حدود ۴۰- بکشید.)

    و شاید بهتر میشد اگر لکه ی نارنجی سمت چپ تصویر را در ویرایش حذف میکردید.

    چتر به دست داشتن شخص برای پنهان کردن هویت ( کمک به رساندن پیام) بسیار خوب است ولی از همان بخش روشن بالا گویاست که روزی کاملا آفتابی است( که بسیار بندرت دیده میشود) پس بنظر می رسد که شخص بطور سفارشی چتر به دست گرفته(حتی اگر اینگونه نباشد.)
    اگر ایده تان را در روز بارانی پیاده میکردید بسیار بسیار جذاب میشد

    محمدرضای عزیز ! این عکس، عکسی نیست که من تا ببینم مجذوب آن شوم و مفهوم آن در ذهنم تداعی شود
    برای مفهوم مطلوب شما ، معمول است که علاوه بر روز بارانی، از پیاده رویی شلوغ عکس گرفته شود
    نکته درمورد ویرایش:
    یقینا وقت مناسبی برای ویرایش عکس نگذاشته اید که اشتباه بزرگی است
    اگر عکسی هنری بخواهید، باید بسیار تمیز و زیبا آن را ویرایش کنید.
    این عکس تعدد رنگ بسیار کم و رنگ های خنثی بسیاری دارد پس با کمی اصلاح نور و رنگ، به سراغ بافت بروید و آن را برجسته تر کنید تا عکستان جذابتر شود.
    ویرایش عکس به بیان منظور تو کمک میکند پس حتما از آن استفاده کن و حالت های مختلف را برای عکسهایت امتحان کن. (از نسبت های استاندارد مختلف عکس هم کمک بگیر)
    امیدوارم ناراحت نشده باشی و نقد من به جا بوده باشه و به پیشرفت تو کمک کند.

  3. محسن

    ۱ آبان ۱۳۹۵

    با سلام. از لحاظ کادر بندی، اگر سوژه اصلی ما فرد چتر بدست باشد، در هیچ یک از نقاط طلایی قرار نگرفته است که در نگاه اول توجه را به خود جلب کند بلکه این ماشین پایینی است که به نقطه طلایی نزدیکتر بوده و به چشم میزند. حتی اگر خط زردی را که سوژه ما کنار آن قرار گرفته نگاه کنیم، در هیچ یک از تقسیم بندیهای ۱/۳ یا ۱/۴ یا ۲/۵ قرار ندارد و جلب توجه نمیکند.
    عکس فاقد پیش زمینه ای است که توجه مارا به پس زمینه و موضوع اصلی جلب کند و تخت و فشرده و فاقد عمق به نظر میرسد. نبود عمق تصویر در نبود کنتراست کافی نیز دلیل دارد.شاید میشد با افزایش کنتراست حداقل بوسیله کنتراست رنگ، عمق بیشتری را به تصویر داد.چاله یا دریچه گوشه پایین سمت راست نیز زاید است و باید حذف میشد و رنگ چتر و نحوه گرفتن آن نیز زیادی شیک است و منظور اصلی عکاس را نمیرساند.وجود رنگ در عکس باید زمانی باشد که یا جزء خصوصیات اصلی سوژه باشد و یا حضورش مهم باشد. در این گونه تصاویر، سیاه و سفید بودن عکس شاید بهتر باشد.

  4. Sadatitabar

    ۳۰ مهر ۱۳۹۵

    با سلام خدمت دوستان عزیز
    با توجه به قسمتهای ثابت عکس مشخص میشه که دوربین در حین عکاسی لرزش داشته، که به احتمال زیاد دوست عزیزمون از سه پایه استفاده نکرده (با توجه به سرعت شاتر) و همچنین بهتر بود سرعت شاتر بالاتری انتخاب بشه تا وسایل نقلیه واضح تر باشن
    در مورد کادر بندی دریچه منهول سمت راست میتونست حذف بشه، و مشخصه که بابت موقعیت عکاس امکان قرار دادن سوژه و پیاده رو در خط یک سوم وجود نداشته مگر با حذف لاین دوم.
    متوجه نشدم دلیل پائین بودن کیفیت عکس چیه؟!!!
    میبایست ساعتی از روز عکس گرفته میشد تا نور قسمت بالا حذف بشه و با سوژه هماهنگ میشد تا حرکت نکنه و …
    اگه بخواهیم یه عکس بی عیب و نقص تر باشه به همون نسبت تلاش و زحمت بیشتری می طلبه

  5. Zizi

    ۳۰ مهر ۱۳۹۵

    سلام.فکر میکنم اگه جای شلوغ تری رو انتخاب میکردید بهتر بود.و عدم تناسب رنگ چتر با ماشین آبی حسه اینو به من میده انگار دو عکس بی ربط کناره هم هستن.البته من صرفا یک بیننده هستم نه عکاس


لطفا نظرتان در مورد مطلب را در اینجا مطرح نمایید. اگر سوالی دارید، در بخش پرسش و پاسخ مطرح نمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*