عکس‌کاوی #۵: داستان پشت این عکس های پرتره ساده و خیره کننده با نور طبیعی

نیکلاس جاملین یک پدر و عکاس اهل سوئد است. او عکاسی پرتره از دخترش را در اوایل سال ۲۰۱۴ آغاز کرد و تا به امروز دوربین را کنار نگذاشته است. هدف او ثبت عکس های واقعا دلربا و داستان سرایانه (پر از حرف) است – که همه از لحظات واقعی در نور طبیعی هستند. در این مطلب لنزک، نیکلاس داستان پشت پرتره های طلایی خود را به اشتراک می گذارد، عکس هایی فوق العاده ساده که به طور کامل به صورت دوربین در دست و بدون هیچ گونه کمکی از یک رفلکتور یا دستیار گرفته شده اند. وقتی نتایج نهایی را می بینید، این را به یاد داشته باشید!

پس زمینه عکس

من خیلی پیش تر از اینکه این عکس را بگیرم برای آن برنامه ریزی کرده بودم، حدودا وقتی که تابستان اینجا در سوئد شروع شد. من ایده هایی در مورد این که چطور می خواستم آن را ثبت کنم داشتم، و شروع به گشتن به دنبال یک مدل کردم. خوشبختانه از طریق برخی از دوستانم با چند مدل ملاقات کردم، بنابراین پیدا کردن یک نفر برای مدل زیاد سخت نبود. من با بئاتریس تماس گرفتم و در مورد ایده ام با او صحبت کردم.

من واقعا قبلا پرتره رسمی سال آخری (senior portrait) نگرفته بودم. اکثر کارهای گذشته من شامل پرتره های کاندید (بی هوا) از دخترم، چند بچه دیگر، و چند پرتره کاندید از همسرم است. از آنجا که من نمی توانستم هیچ نمونه پرتره سال آخری ای را با او به اشتراک بگذارم، نمونه کارهای فعلی ام از پرتره های کودکان را به او نشان دادم. من خوش شانس بودم که او عاشق آنها شد و موافقت کرد که مدل من شود!

لنزک: در آمریکای شمالی، به عکس های رسمی گرفته شده از دانش آموزان یا دانشجویان سال چهارم تحصیل (دبیرستان، کالج و یا دانشگاه)، Senior portraits گفته می شود.

ایده من کاملا ساده بود: من می خواستم حس تابستان، از جمله تمام گرمی و آرامش آن را به تصویر بکشم. برای من، تابستان لذت بردن از هر روز بود، گویی که آخرین روز زندگی است. این چیزی است که هنگام عکاسی و ترکیب بندی این پرتره ها در ذهن داشتم.

جستجوی محل عکسبرداری در حین حرکت

ما واقعا برنامه دقیقی نداشتیم که در کجا عکس بگیریم. ما حدود ۳۰ دقیقه قبل از این که آفتاب غروب کند بیرون رفتیم. شرایط ایده آل نبود – دفعه بعد من در مورد مکان عکس بهتر برنامه ریزی خواهم کرد. ما به دنبال یک مزرعه گندم بودیم که خیلی صاف و یک دست نباشد، و همچنین شامل یک پس زمینه خوب باشد و سعی داشتیم خورشید را در جای مناسب قرار دهیم.

خوشبختانه، ما بعد از ۱۵ دقیقه رانندگی یک مزرعه پیدا کردیم. خورشید داشت کم کم غروب می کرد بنابراین ما مجبور بودیم عجله کنیم تا به مزرعه برسیم و عکس ها را بگیریم. شما شگفت زده می شوید اگر بدانید ما چه تعداد عکس خوب (از جمله عکس های آزمایشی) را تنها در ۱۰ دقیقه گرفتیم.

بئاتریس مدل بسیار ماهری است، بنابراین کار کردن با او مثل یک نسیم ملایم بود. من نمی توانم واقعا بگویم که به جهت دادن به مدل ها عادت دارم، چون اغلب عکس های من از کودکان هستند، و آنها به هر حال به حرف های من گوش نخواهند کرد، هاها! بنابراین من اجازه دادم که او خودش ژست بگیرد و تنها چند درخواست از او کردم، مانند این که به کجا نگاه کند یا به کدام طرف بچرخد، و غیره.

ملاحظات فنی

برای لباس، من رنگ هایی را می خواستم که تا حد امکان به طبیعت نزدیک بوده، و خیلی روشن نباشند. من معمولا سعی می کنم عکس هایم یک یا دو رنگ اصلی داشته و بقیه رنگ ها در همان تن رنگی باشند. مانند عکس های سیاه و سفید با این تفاوت که رنگ های بسیار بیشتری برای انتخاب وجود دارد.

تجهیزات من شامل سونی A7 با Zeiss Bathis 85/1.8 بود. تمام عکس های گرفته شده در مزرعه در مقابل خورشید گرفته شدند. به همین دلیل، من مجبور بودم چند چیز را در نظر بگیرم: مانند مشخص کردن جایی که روشنایی شدید خورشید در آن پایان می یابد تا نتواند مدل من را بپوشاند، و این که چطور باید عکس های خود را بهتر نوردهی کنم تا مدلم بیش از حد تیره یا بیش از حد روشن نشود، در حین حفظ همزمان یک نوردهی خوب برای پس زمینه.

من تصمیم گرفتم نوردهی را بر اساس قسمت های روشن (هایلایت ها) روی موهای او انجام دهم و اجازه دادم صورتش کمی تیره تر از مقداری که من معمولا با آن راحت هستم باشد. دلیل آن این است که همیشه بازیابی جزئیات سایه ها در پس پردازش آسان تر از بازیابی قسمت های روشن بیش از حد نوردهی شده است. البته نیاز به بازیابی بیش از حد سایه ها باعث ایجاد نویز می شود، بنابراین من مجبور بودم مواظب باشم که خیلی کم نوردهی نکنم.

من در واقع یک رفلکتور آوردم که هرگز از آن استفاده نکردم. رفلکتور می توانست در اینجا به من کمک کند، اما من نمی توانستم هم دوربین و هم رفلکتور را نگه دارم. دفعه بعد من به همراه آوردن یک دستیار را مد نظر قرار می دهم 🙂

پس پردازش

به طور خلاصه پس پردازش من شامل بازیابی هایلایت ها در آسمان، بازیابی جزئیات سایه ها بر روی صورت و بدن مدلم، کمی روتوش پوست، شارپ کردن، تار کردن پس زمینه، کاهش نویز، تمیز کاری با ابزار clone stamp دور نور شدید خورشید، و در نهایت، چند ترفند برای رنگ ها و تراز سفیدی بود.

من سعی کردم ویرایش ساده باشد، و مواظب بودم که در هیچ چیز افراط نکنم، چون من ترجیح می دهم عکس هایم طبیعی به نظر برسند.

این قطعا آخرین جلسه پرتره بزرگ من نخواهد بود، در واقع من دارم برای جلسه بعدی برنامه ریزی می کنم!

پروفایل و صفحه نیکلاس جاملین (Niklas Jumlin) در سایت ۵۰۰px و اینستاگرام

https://500px.com/njumjum

www.instagram.com/njumlin

م

منبع

برگرفته از: ۵۰۰px


لطفا نظرتان در مورد مطلب را در اینجا مطرح نمایید. اگر سوالی دارید، در بخش پرسش و پاسخ مطرح نمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *